sea pad معنی فارسی ستاره دريايي نجم بحري واژههای دیگر با معنی «ستاره دريايي» finger-fish ستاره دريايي، نجم بحري starfish ستاره دريايي، نجم بحري asteroidea ستاره هاي دريايي medusoid مانند ستاره دريايي medusal وابسته به ستاره هاي دريايي، ريه البحري medusan وابسته به ستاره هاي دريايي، ريه البحري hydromedusa نجم البحر يا ستاره دريايي. jellyfish (ج.ش.)، کاواکان يا توتياء البحر اقيانوس که بيشتر، درسواحل نيو انگلند زندگي ميکند.ستاره