دیکشنری فارسی

starfish

UKstɑːfiʃ US'stɑ:'fıʃ

معنی فارسی

ستاره دريايي نجم بحري

معنی کامل و مثال‌ها

/stär´fish´/n., pl.

● (جانور شناسی) ستاره‌ی دریایی (زیر رده‌ی Asteroidea از خارپوستان ستاره شکل)

تعریف انگلیسی

noun
  1. echinoderms characterized by five arms extending from a central disk

واژه‌های دیگر با معنی «ستاره دريايي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن