دیکشنری فارسی

seafaring

UKsiːfɛəriŋ

معنی فارسی

دريانوردي.

شغل ملواني

مسافرت از راه دريا

معنی کامل و مثال‌ها

/-fer´iŋ/adj., n.

● دریانورد، ملوان، دریاگرد

● دریانوردی، شغل ملوانی

● مسافرت از راه دریا

تعریف انگلیسی

adjective
  1. the work of a sailor
  2. travel by water
  3. used on the high seas “seafaring vessels”

واژه‌های دیگر با معنی «دريانوردي.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن