دیکشنری فارسی

seaside

UKsiːsaid US'si:'saıd

معنی فارسی

کنار دريا ، لب دريا ،

قسمتي از شهر که روي ان بدريا است

معنی کامل و مثال‌ها

/sē´sīd´/n., adj.

دریا کنار، کرانه، ساحل، زمین ساحلی

ساحلی، کرانی، کرانه‌ای

واژه‌های دیگر با معنی «کنار دريا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن