دیکشنری فارسی

secureness

UKsikjeənəs

معنی فارسی

امن محفوظ بي خطر خاطرجمع مطمئن حتمي استوار محکم قايم تامين شده

تعریف انگلیسی

noun
  1. the state of freedom from fear or danger
  2. the quality of being fixed in place as by some firm attachment

واژه‌های دیگر با معنی «امن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن