دیکشنری فارسی

sedimentary

UKsedimentriː US'sedə'mentərı

معنی فارسی

رسوبي ته نشسته

معنی کامل و مثال‌ها

/sed´ǝ men´tǝr ē/adj.

● نهشتی، ته‌نشستی، رسوبی، پادکانه‌ای، آب نهشتی، بادنهشتی، ساخته شده یا دارای مواد رسوبی

sedimentary rocks

سنگ‌های رسوبی

a sedimentary layer of mud and sand

یک لایه‌ی رسوبی از گل و ماسه

تعریف انگلیسی

adjective
  1. resembling or containing or formed by the accumulation of sediment “sedimentary deposits” “Pertains to noun: sediment”
  2. produced by the action of water

واژه‌های دیگر با معنی «رسوبي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن