seedvessel معنی فارسی غلاف دوربر واژههای دیگر با معنی «غلاف» pericarp غلاف، دوربر elytron غلاف ferrule ته غلاف، حلقه يابست فلزي درته عصا chape ته غلاف armoring غلاف دار، زره پوش، زرهي copper sheath غلاف مسي، پوشش مسي invaginate غلاف کردن، در غلاف نهادن، توي خود برگرداندن invagination غلاف شدگي، توي هم گير کردگي، توي خود برگشتگي peascod غلاف نخود، جلو نيم تنه پنبه دار. peasecod غلاف نخود، جلو نيم تنه پنبه دار.