seep in (to) معنی فارسی نشست کردن نفوذ کردن واژههای دیگر با معنی «نشست کردن» subside نشست کردن، فرو کشيدن، فرو نشستن sink فرورفتن، پايين رفتن، غرق شدن electrodeposit ته نشست برقي، قالبگيري برقي، برق افکني