دیکشنری فارسی

segregated

UKsegrigeitid US'segrə'geıtıd

معنی فارسی

جدا شده .

معنی کامل و مثال‌ها

/seg´rǝ gāt´id/adj.

● (به ویژه از نظر نژادی یا مذهبی) جدا شده، سوا شده (و مورد تبعیض)، مجزا شده، جداسازی شده

a segregated school

مدرسه‌ای که از نظر نژادی جدا شده است

تعریف انگلیسی

adjective
  1. separated or isolated from others or a main group “a segregated school system” “a segregated neighborhood”

واژه‌های دیگر با معنی «جدا شده .»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن