دیکشنری فارسی

seizing

UKsiːziŋ US'si:zıŋ

معنی فارسی

ضبط مصادره تصرف توقيف قاپيدن بهم بستن.

معنی کامل و مثال‌ها

/sēz´iŋ/n.

● رجوع شود به: seizure

● (کشتیرانی) به هم بستن (با طناب و غیره)، به هم گره زنی

تعریف انگلیسی

noun
  1. small stuff that is used for lashing two or more ropes together
  2. the act of gripping something firmly with the hands (or the tentacles)

واژه‌های دیگر با معنی «ضبط»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن