دیکشنری فارسی

self command

معنی فارسی

خود داري تسلط برنفس

مترادف‌ها

noun
Self control, self government, self possession, equanimity.

واژه‌های دیگر با معنی «خود داري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن