دیکشنری فارسی

self possession

معنی فارسی

خود داري متانت ارامش ملايمت خون سردي

مترادف‌ها

noun
Calmness, composure, coolness, self command, self control, equanimity.

واژه‌های دیگر با معنی «خود داري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن