self contemplation معنی فارسی تفکر، تعقل در نفس خود، خود انديشي. واژههای دیگر با معنی «تفکر» speculation تفکر، انديشه، غور رسي meditation تفکر، انديشه thought out تفکر شده، فکر شده، سنجيده meditate تفکر کردن، انديشه کردن، قصد کردن meditativeness تفکر کردن، انديشه کردن، قصد کردن concrete thinking تفکر عيني thinking cap طرز تفکر. thoughtway طرز تفکر. self reflection تفکر وتامل، درون انديشي، خود انديشي. musing تفکر کننده، فکور، تفکر آميز