self devoted معنی فارسی از خود گذشته . واژههای دیگر با معنی «از خود گذشته .» self giving فداکار، از خود گذشته . greathearted شجاع، پردل، دلير Myrmidon يکي از اهالي جنگجوي thessaly که در، جنگ troy پادشاه خود را پيروي کردند، فرمانبر از جان گذشته