دیکشنری فارسی

self-evident

معنی فارسی

بديهي ، بي نياز از اثبات

معنی کامل و مثال‌ها

/-ev´i dǝnt/adj.

● آشکار، مبرهن، بدیهی، خودپیدا

تعریف انگلیسی

adjective
  1. evident without proof or argument “an axiomatic truth” “we hold these truths to be self-evident”

واژه‌های دیگر با معنی «بديهي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن