دیکشنری فارسی

selfsame

UKselfsəm

معنی فارسی

همان عين درست همان.

معنی کامل و مثال‌ها

/self´sām´/adj.

خودش، همان، درست خود آن، عین، عینا همان

the selfsame man showed up again!

دوباره سر و کله‌ی همان مرد پیدا شد!

they died on the selfsame day

آنها درست در یک روز مردند.

the selfsame ring

عینا همان انگشتر

واژه‌های دیگر با معنی «همان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن