semihard
معنی فارسی
نيمه سخت نيمه محکم.
معنی کامل و مثالها
/-härd´/adj.
● نیمه سخت، نیمه سفت، نیمه ماسیده، نیمه شق
تعریف انگلیسی
adjective
- somewhat hard