دیکشنری فارسی

semihard

معنی فارسی

نيمه سخت نيمه محکم.

معنی کامل و مثال‌ها

/-härd´/adj.

● نیمه سخت، نیمه سفت، نیمه ماسیده، نیمه شق

تعریف انگلیسی

adjective
  1. somewhat hard

واژه‌های دیگر با معنی «نيمه سخت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن