دیکشنری فارسی

semirigid

معنی فارسی

نيمه سخت نيمه خدنگ

معنی کامل و مثال‌ها

/-rij´id/adj.

● نیمه سخت، نیمه خدنگ (به ویژه هواناوی که چهارچوب آن سخت ولی پوسته‌ی آن نرم است)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having a form maintained by a rigid internal structure as well as by internal gas pressure
  2. not fully rigid

واژه‌های دیگر با معنی «نيمه سخت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن