دیکشنری فارسی

sent

UKsentɔːwei USsent

معنی فارسی

(ماضي واسم مفعول فعل send)، فرستاد،

فرستاده .

معنی کامل و مثال‌ها

/sent/vt., vi.

● زمان گذشته و اسم مفعول: send

تعریف انگلیسی

adjective
  1. 100 senti equal 1 kroon in Estonia
  2. caused or enabled to go or be conveyed or transmitted

واژه‌های دیگر با معنی «(ماضي واسم مفعول فعل send)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن