دیکشنری فارسی

taught

UKtɔːt UStɔt

معنی فارسی

(ماضي واسم مفعول فعل teach)، اموخته .

معنی کامل و مثال‌ها

/tôt/vt., vi.

زمان گذشته و اسم مفعول: teach

مترادف‌ها

adjective
(Nautical) [Written also Taut.] Tight, tense, stretched, strained.

واژه‌های دیگر با معنی «(ماضي واسم مفعول فعل teach)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن