sententially معنی فارسی جمله حکم فتوي پند گفته محکوم کردن واژههای دیگر با معنی «جمله» sentence جمله، حکم، فتوي sentence fragment جمله جزء، جمله اي که از لحاظ دستوري کامل نيست. sentential جمله اي. integration جمله سازي، تمام سازي، تشکيل يک چيزدرست يا يک عد د صحيح compound statement جمله مرکب loose sentence جمله بيربط، جمله اي که مفهوم صحيحي نداشته باشد. among the rest از آن جمله final term جمله نهايي middle term جمله مشترک monomial يک جمله اي