دیکشنری فارسی

separable

UKseprəbl

معنی فارسی

جدا شدني جدا کردني قابل تفکيک مجزا کردني

معنی کامل و مثال‌ها

/sep´ǝr ǝ bǝl, sep´rǝ-/adj.

جداکردنی یا شدنی، تفکیک پذیر، جدایی پذیر

مترادف‌ها

adjective
Divisible, discerpible.

واژه‌های دیگر با معنی «جدا شدني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن