separable
UKseprəbl
معنی فارسی
جدا شدني جدا کردني قابل تفکيک مجزا کردني
معنی کامل و مثالها
/sep´ǝr ǝ bǝl, sep´rǝ-/adj.
● جداکردنی یا شدنی، تفکیک پذیر، جدایی پذیر
مترادفها
adjective
Divisible, discerpible.