دیکشنری فارسی

severable

UKsevərəbl

معنی فارسی

جدا شدني سوا شدني تفکيک پذير. تجزيه پذير

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝ bǝl/adj.

● بریدنی، قطع کردنی یا شدنی، جداکردنی یا شدنی

● (قرارداد) تجزیه پذیر، تفکیک پذیر

تعریف انگلیسی

adjective
  1. capable of being divided or dissociated “often drugs and crime are not dissociable” “the siamese twins were not considered separable” “a song...never conceived of as severable from the melody”

واژه‌های دیگر با معنی «جدا شدني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن