دیکشنری فارسی

sequacious

معنی فارسی

مقلد پيرو با ربط مربوط

معنی کامل و مثال‌ها

/si kwā´shǝs/adj.

● دنباله‌رو، بی‌اراده، پیرو (عقاید دیگران)

● نوکر صفت، تسلیم

● (نادر) دارای ترتیب منطقی

واژه‌های دیگر با معنی «مقلد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن