دیکشنری فارسی

serous

معنی فارسی

ابکي مائي خونابه اي

معنی کامل و مثال‌ها

/sir´ǝs/adj.

● وابسته به یا دارای سرم یا خونابه، خونابی، پیمابی

● خون‌آبسان، آبکی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or producing or containing serum “a serous exudate” “Pertains to noun: serum”

مترادف‌ها

adjective
Thin (as parts of animal fluids), watery, serose.

واژه‌های دیگر با معنی «ابکي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن