serpentine windings معنی فارسی پيچ وخم واژههای دیگر با معنی «پيچ وخم» ambages پيچ وخم، راهاي غير مستقيم flexuosity پيچ وخم، انحناء tortuosity پيچ وخم، انحناء. sinuosity پيچ وخم، موج tortusity پيچ وخم ambagious پيچ وخم دار، غير مستقيم sinuous پيچ وخم دار، موجي crankle پيچ وخم (پيداکردن) bight حلقه طناب، پيچ وخم، کنج رودخانه chochleate شبيه صدف، پيچ وخم دار، پيچاپيچ