دیکشنری فارسی

serviced

US'sə:vıst

معنی فارسی

خدمت استخدام نوکري کار وظيفه بندگي عبادت پرستش نماز آيين

واژه‌های دیگر با معنی «خدمت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن