set of a current معنی فارسی جهت جريان syn : direction of a current واژههای دیگر با معنی «جهت جريان» streamline جهت طبيعي جريان آب يا هوا current direction indicator دستگاه نشاندهنده جهت جريان cation يوني با بار مثبت که در جهت اسمي جريان، حرکت ميکند upper-surface blowing دميدن جريان جهت پيشراننده اصلي روي سطح، فوقاني بال contra-injection تزريق قطرات ريزسوخت درخلاف جهت جريان هوا vortex-ring state حالت کاري رتور اصلي رتور کرافت که در آن، جهت جريان رتور در خلاف جريان نسبي قائم، خارج ديسک رتور و تراست رتور ميباشد custom's declaration بيانيه مشترک، سندي است که دولتي به منظور روشن کردن، خط مشي سياسي خود در موضوع خاص يا توضيح anti-balance tab بالچه اي که روي سطوح کنترل که در جهت، انحراف سطح اصلي منحرف شده و گشتاور لازم، براي انحراف سطح را افزايش ميدهد و حرکت lenz' law قانون لنز، جريان القاء شده در يک مدار، که نسبت به يک ميدان مغناطيسي داراي حرکت vortex line خطي که جهت آن در هر نقطه بر بردار دوران، منطبق و خطوط مماس براين خط با جهت موضعي، جريان موازي ميباشند