دیکشنری فارسی

shampoo

UKʃæmpuː USʃæm'pu:

معنی فارسی

شستن شستشودادن شستن وماليدن صابون زدن (به) مالش دادن

معنی کامل و مثال‌ها

/sham pōō´/n., vt.

(از ریشه‌ی هندی)

شامپو، سرشور، موشور

شامپو کردن، سرشور زدن (موکت یا پرده و غیره را با شامپو و دستگاه مخصوص) شستن

شامپوزنی

(مهجور) ماساژ دادن

تعریف انگلیسی

verb
  1. cleansing agent consisting of soaps or detergents used for washing the hair
  2. the act of washing your hair with shampoo “Verb Frames:” “Somebody ----s” “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody” “They shampoo their hair”

واژه‌های دیگر با معنی «شستن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن