sheathes معنی فارسی غلاف کردن پوشيدن واژههای دیگر با معنی «غلاف کردن» invaginate غلاف کردن، در غلاف نهادن، توي خود برگرداندن sheathe غلاف کردن، پوشيدن intussuscept در خود گرفتن، غلاف کردن، باعث گير کردن (چيزي) در چيز ديگر شدن ensheathe درغلاف محصور کردن، غلاف کردن. introvert سوي درون کشيدن، در لوله يا غلاف خود کردن، بخود متوجه کردن