shillalah معنی فارسی چوب چماق مترادفها noun (also shillaly, shillelah) Club, cudgel, oak sapling. واژههای دیگر با معنی «چوب» stick چوب، چوب دستي، عصا wood چوب، هيزم، جنگل timber چوب، تير، الوار billit چوب، هيزم، فلز shillelagh چوب، چماق stilt چوب پا، ميله، پادراز lumberjack چوب بر، کسيکه الوار وتير اره ميکند.، پالتو کوتاه lumber man چوب بر، الوار درست کن river چوب بر، توفال ساز dusting-brush چوب پر، گردگير