دیکشنری فارسی

shoddily

UKʃɔdəliː

معنی فارسی

نخ کهنه دم قيچي پارچه پست جا زده خوش ظاهروبد باطن

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a shoddy manner “a shoddily built house” “he treated her shoddily” “Derived from adjective: shoddy”

واژه‌های دیگر با معنی «نخ کهنه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن