shortsage معنی فارسی کمبود کسري کسر کمي واژههای دیگر با معنی «کمبود» deficit کمبود، کسر، کسر درآمد ullage کمبود چليک، کسري، خمره underarmed داراي کمبود، نيمه مسلح، داراي تجهيزات کم shtg مخفف: کمبود، نقصان immunodeficiency کمبود ايمني underpopulation کمبود جمعيت oxygen deficit کمبود اکسيژن credit tightness کمبود اعتباري، انقباض اعتباري short supply آماد کمبود دار، آماد کم ياب labor shortage کمبود نيروي کار