underarmed
معنی فارسی
داراي کمبود نيمه مسلح داراي تجهيزات کم
معنی کامل و مثالها
/un´dǝr ärmd´/adj.
● (از نظر جنگ افزار) دارای کمبود، نیمه مسلح، دارای تجهیزات کم
داراي کمبود نيمه مسلح داراي تجهيزات کم
/un´dǝr ärmd´/adj.
● (از نظر جنگ افزار) دارای کمبود، نیمه مسلح، دارای تجهیزات کم
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن