دیکشنری فارسی

showoff

UKʃəwuːf

معنی فارسی

فيس خودنمايي پز به رخ کشي نازيدن آدم خودنما اهل بادوفيس

معنی کامل و مثال‌ها

/shō´ôf´/n.

● فیس، خودنمایی، پز، به رخ کشی، نازیدن (به چیزی)

● آدم خودنما، اهل بادوفیس

واژه‌های دیگر با معنی «فيس»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن