shut-off
معنی فارسی
قطع کردن ، جلوي چيزي را گرفتن
معنی کامل و مثالها
/-ôf´/n.
● (هر چیزی که جریان آب یا گاز یا برق و غیره را قطع کند) بندآور، سویچ، شیر
قطع کردن ، جلوي چيزي را گرفتن
/-ôf´/n.
● (هر چیزی که جریان آب یا گاز یا برق و غیره را قطع کند) بندآور، سویچ، شیر
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن