دیکشنری فارسی

shut-off

معنی فارسی

قطع کردن ، جلوي چيزي را گرفتن

معنی کامل و مثال‌ها

/-ôf´/n.

(هر چیزی که جریان آب یا گاز یا برق و غیره را قطع کند) بندآور، سویچ، شیر

واژه‌های دیگر با معنی «قطع کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن