دیکشنری فارسی

subtend

UKsəbtend

معنی فارسی

قطع کردن روبرو واقع شدن فرا گرفتن

معنی کامل و مثال‌ها

/sub tend´, sǝb-/vt.

(گیاه شناسی) در برگرفتن، در گوشه قرار دادن

a bract subtending a flower

برگی که گل را در بر می‌گیرد

در مقابل (چیزی دیگر) قرار گرفتن، زیر (چیزی دیگر) قرار گرفتن، زیر ماندن

each side of a triangle subtends the opposite angel

هر بر مثلث در جلو زاویه‌ی مقابل قرار دارد.

واژه‌های دیگر با معنی «قطع کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن