دیکشنری فارسی

subtend

UKsəbtend

معنی فارسی

قطع کردن روبرو واقع شدن فرا گرفتن

معنی کامل و مثال‌ها

/sub tend´, sǝb-/vt.

● (گیاه شناسی) در برگرفتن، در گوشه قرار دادن

a bract subtending a flower

برگی که گل را در بر می‌گیرد

● در مقابل (چیزی دیگر) قرار گرفتن، زیر (چیزی دیگر) قرار گرفتن، زیر ماندن

each side of a triangle subtends the opposite angel

هر بر مثلث در جلو زاویه‌ی مقابل قرار دارد.

تعریف انگلیسی

verb
  1. be opposite to; of angles and sides, in geometry “Something ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «قطع کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن