subtend
UKsəbtend
معنی فارسی
قطع کردن روبرو واقع شدن فرا گرفتن
معنی کامل و مثالها
/sub tend´, sǝb-/vt.
● (گیاه شناسی) در برگرفتن، در گوشه قرار دادن
a bract subtending a flower
برگی که گل را در بر میگیرد
● در مقابل (چیزی دیگر) قرار گرفتن، زیر (چیزی دیگر) قرار گرفتن، زیر ماندن
each side of a triangle subtends the opposite angel
هر بر مثلث در جلو زاویهی مقابل قرار دارد.