دیکشنری فارسی

sideward

UKsidjuːəd

معنی فارسی

يک ور پهلويي ضلعي از پهلو.

معنی کامل و مثال‌ها

/-wǝrd/adv., adj.

● به یک سوی، یک سویه، مورب، در یک جهت، کج سوی (sidewards هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

adverb
  1. toward one side “turn the figure sideward”

واژه‌های دیگر با معنی «يک ور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن