دیکشنری فارسی

sideward

UKsidjuːəd

معنی فارسی

يک ور پهلويي ضلعي از پهلو.

معنی کامل و مثال‌ها

/-wǝrd/adv., adj.

به یک سوی، یک سویه، مورب، در یک جهت، کج سوی (sidewards هم می‌گویند)

واژه‌های دیگر با معنی «يک ور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن