sideward
UKsidjuːəd
معنی فارسی
يک ور پهلويي ضلعي از پهلو.
معنی کامل و مثالها
/-wǝrd/adv., adj.
● به یک سوی، یک سویه، مورب، در یک جهت، کج سوی (sidewards هم میگویند)