sigill معنی فارسی مهر انگشتر مهردار معنی کامل و مثالها ● (لاتین: sigillum) مهر، انگشتر مهردار واژههای دیگر با معنی «مهر» stamp مهر، نشان، نقش tromp مهر، نشان، نقش sigil مهر، امضاء، علامت نجومي impress مهر، نشان، اثر cachet مهر، نشان مشخص، کاشه signet مهر، خاتم philter مهر دارو، طلسم عشق.، مهر دارو دادن به handstamp مهر تمبر، مهر پستخانه، رجوع شود به rubber stamp mandrake مهر گياه، مردم گياه، دستنبو manragora مهر گياه، مردم گياه، دستنبو