sign of zodiac معنی فارسی برج واژههای دیگر با معنی «برج» tower برج، پناه گاه، قد کشيدن belfries برج، ناقوس، جرس خانه belfry برج، ناقوس، جرس خانه ivory tower برج عاج، محل دنج، محل ارام براي تفکر Thor برج ثور، گاو. absorbing tower برج جذب absorption tower برج جذب serac برج يخي babel برج بابل، هرج، مرج acid tower برج اسيد