signaller UKsignələr معنی فارسی اشاره کننده اخطار کننده واژههای دیگر با معنی «اشاره کننده» suggestive اشاره کننده، دلالت کننده، دال allusive اشاره کننده، کنايه دار، رمزي adumbrative اشاره کننده، اندک نمايش دهنده referential اشاره کننده gesticulative اشاره کننده باسرودست درسخن گفتن، متضمن اشارات وحرکات gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده (درگفتار) freddie اشاره به ايستگاه يا يکان کنترل کننده در، درگيري هاي هوايي insinuative اشاره ؟ميز، اشاره کننده، خود جا کن designative معرفي کننده، اشاره کننده، تعيين کننده impilcative فهماننده، اشاره کننده، رساننده