دیکشنری فارسی

signatory

US'sıgnə'tɔ:rı

معنی فارسی

امضا کننده صاحب امتياز

معنی کامل و مثال‌ها

/sig´nǝ tôr´ē/adj., n.,pl.

امضا کننده

one of the signatories of the treaty

یکی از امضا کنندگان معاهده

واژه‌های دیگر با معنی «امضا کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن