signee معنی فارسی امضا کننده دستينه گذار معنی کامل و مثالها /sī nē´/n.● امضا کننده، دستینه گذار واژههای دیگر با معنی «امضا کننده» signatories امضا کننده، صاحب امتياز signatory امضا کننده، صاحب امتياز undersigned امضا کننده زير pay to self به امضا کننده بپردازيد subscriber مشترک، تعهد کننده (بوسيله امضا)، امضا کننده attestation clause عبارتي که در ذيل اسناد بلافاصله قبل از، اسامي گواهي کنندگان امضا، امضا کننده