signum UKsignəm معنی فارسی علامت. واژههای دیگر با معنی «علامت.» signal علامت، نشان، راهنما codes and codification علامت، علامت گذاري symptomless بي علامت، بي نشانه . fog signal علامت مه، علايم مه road marking علامت راه، نشانه گذاري راه crypto علامت رمز، رمز، پوشيده cut-off signal علامت قطع sign bit بيت علامت sign digit رقم علامت stop dog علامت وقف