دیکشنری فارسی

simile

UKsimil

معنی فارسی

تشبيه

معنی کامل و مثال‌ها

/sim´ǝ lē´/n.

● (ادبیات) تشبیه، همسان‌پنداری، مانست گری، مانست‌سازی (در انگلیسی با: like یا as به کار می‌رود - با استعاره یا metaphor فرق دارد - سه نمونه‌ی simile در زیر داده می‌شود:)

his heart is like stone

دل او مانند سنگ است.

her cheeks were like roses

گونه‌های او مثل گل سرخ بودند.

as flies to wanton boys, are we to the gods...

(شکسپیر) ما در مقابل خدایان همچون مگس در برابر کودکان بازیگوش هستیم...

تعریف انگلیسی

noun
  1. a figure of speech that expresses a resemblance between things of different kinds (usually formed with `like' or `as')

مترادف‌ها

noun
Similitude, comparison, metaphor.

واژه‌های دیگر با معنی «تشبيه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن