simper
UKsimpər
US'sımpə
معنی فارسی
بيجا خنديدن ، سفيهانه خنديدن ،
زورکي خنديدن ، خنده زورکي يا سفيهانه
معنی کامل و مثالها
/sim´pǝr/vi., vt., n.
● لبخند لوس، لبخند ساختگی، پوزخند، خندهی عاری از ملاحت
● پوزخند زدن، (احمقانه یا مصنوعی) لبخند زدن، نیش باز کردن
a simpering fool
ابلهی که همیشه نیشش باز است
مترادفها
I. verb neuter
Smile (affectedly), smirk.
II. noun
Smirk, affected smile.