دیکشنری فارسی

simplified

UKsimplifaid US'sımplə'faıd

معنی فارسی

ساده شده .

تعریف انگلیسی

adjective
  1. made easy or uncomplicated

واژه‌های دیگر با معنی «ساده شده .»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن