دیکشنری فارسی

sinew

UKsinjuː

معنی فارسی

پي وتر رگ وپي نيرو توانايي قوت تاروپود

معنی کامل و مثال‌ها

/sin´yōō/n., vt.

زردپی (tendon هم می‌گویند)

(گوشت) پوره، رگ و پی

زور، نیروی عضلانی، توانایی، قوه، زورمندی، نیرو

this vital task demands moral as well as intellectual sinew

این امر خطیر مستلزم نیروی اخلاقی و فکری است.

(معمولا جمع) سرچشمه‌ی زور، وسیله‌ی زورمندی، ارکان

the sinews of our national defence

ارکان پدافند ملی ما

زورمند کردن، نیرومند کردن، محکم کردن

a belt sinewed with wires

تسمه‌ای که در آن سیم دوانده بودند (با سیم مستحکم شده بود)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a cord or band of inelastic tissue connecting a muscle with its bony attachment “Substance Meronyms: collagen”
  2. possessing muscular strength

مترادف‌ها

noun
1. Tendon.
2. Muscle, nerve, brawn.
3. Strength.

واژه‌های دیگر با معنی «پي وتر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن