دیکشنری فارسی

single-acting

UKsiŋglæktiŋ

معنی فارسی

يکطرفه

معنی کامل و مثال‌ها

/-ak´tiŋ/adj.

● (به ویژه موتور) یکسویه، یکطرفه، تک ضربه‌ای

واژه‌های دیگر با معنی «يکطرفه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن