single-ended معنی فارسی يکطرفه يکسو واژههای دیگر با معنی «يکطرفه» single-acting يکطرفه one way road راه يکطرفه، راه يک سويه non-return valve شير يکطرفه single-acting pump پمپ يکطرفه low voltage release فيوز يکطرفه one way slab تاوه يکطرفه undervoltage release فيوز يکطرفه one-way chromatography کروماتوگرافي يکطرفه flank vault پرش يکطرفه بر روي خرک chevron seal کاسه نمدي براي آب بندي يکطرفه در، سيلندرهاي هيدروليکي يا نيوماتيکي